درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 59
پراکندگی، ذوب شدن، محو شدن(Huàn)
اسامی و مفاهیم دیگر: حل شدگی، خود را فراموش کردن، رهایی از نفس، پخش شدن، جدا شدن، پراکندگی، حل و فصل، تجزیه و تحلیل، غلبه بر اختلافات، تجدید اتحاد، محو شدن، اصلاح مسیر، تطهیر
سیر معنایی:
فرد پس از شاد و غنی شدن در ۵۸، نیروی لازم برای محو کردن حالتهای ذهنی که احساس انزوا و جدایی ایجاد میکنند را به دست میآورد.
معرفی
متن سنجش برای ششخطی «59» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
متن کنفوسیوس برای ششخطی «59» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
متن تصویر برای ششخطی «59» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
خطوط ششخطی «59» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
گفتارهای شش خطی 59
به میپرستی از آن نقشِ خود زدم بر آب / که تا خراب کنم نقشِ خود پرستیدن (حافظ)
تجربهها و سوالات 59
هنوز گفت و گویی برای شش خطی 59 ثبت نشده
با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید
واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
هوان در اصل به معنای «شکستن یخ، ذوب شدن و ناپدید گشتن» بوده است. ایدهنگار این مفهوم معنای اصلی آن را به روشنی نشان میدهد: در سمت چپ سهخطی آب (☵) به صورت عمودی کشیده شده و در سمت راست چاقویی است که یک تکه یخ را دو نیم کرده و با دو دست، این یخ دو تکه شده را از هم جدا میکند.به این ترتیب آنچه یخ زده و منجمد شده میشکند، ذوب میشود و محو میگردد. این نماد پراکنده ساختن ساختارهای ذهنی ناکارآمد یا روابط نامناسب است که فرد را به یکپارچگی درونی و یگانگی با جهان بیرون باز میگرداند.ساختارشناسی: باد (☴) در بالا، آب (☵) در پایین
آب (☵) در پایین با ویژگی «خطر و سختی»، نماد روشنایی گرفتار شده در میان تاریکی است. این همان هوسها و تکاپوی ذهنی است که خطر و سختی ادامهدار ایجاد میکند. سهخطی بالایی باد (☴) است که ویژگی آن «نفوذ نرم» است. این ساختار، به درون هوسها و مقاومتهای ذهنی نفوذ کرده و آنها را ذوب میکند.برای درک بهتر آب در پایین، مقایسه با دو وضعیت دیگر سودمند است: در ششخطی ۶ (کشمکش - آسمان در بالا و آب در پایین)، قدرت آسمان با هوسها و خطاها به مشاجره برمیخاست و میکوشید آنها را به مسیر درست بازگرداند. در ششخطی ۴۰ (رهایی - تندر در بالا و آب در پایین) فرد خطاها را میدید و به سرعت از آنها فاصله میگرفت. اما در هوان، باد با نرمی به هوسهای ذهنی نفوذ کرده و آنها را محو میسازد.ویژگیهای روانی-عملکردی:
این پراکندگیِ سازنده دو روی به ظاهر گوناگون، اما در باطن یکسان دارد:پراکندگی ساختارهای ناکارآمد: فرد کینهها، رنجشها، گمانهای بد، هوسها و هر آنچه بذر جدایی کاشته را پراکنده میکند، تا بتواند به یکپارچگی درونی و وحدت بیرونی بازگردد.پراکندگی چیزها و انسانهای ناکارآمد: فرد شرایط و افرادی که مصداق ساختارهای ناکارآمد هستند را از خود دور کرده و پراکنده میکند تا به این یکپارچگی و وحدت بازگردد.حالتهای گوناگون در این مسیر را میتوان اینگونه درک کرد:در ابتدا، موانع دست یابی به وحدت ضعیف هستند و فرد میتواند با تلاش و پیروی از بینش درست یا انسانی آگاه به یکپارچگی بازگردد.دیگری با نادیده گرفتن خود و گام برداشتن در مسیر خدمت به جمع، به سمت وحدت و یکپارچگی باز میگردد.در حالتی متعالیتر، فرد به منظور خدمت به امری والا و پیوستن به انسانی بزرگ، هرآنچه با این مسیر و هدف هماهنگ نیست را پراکنده میکند تا در این مسیر قدم گذارد.کسانی که خود متعادل و آگاه هستند، حتی در میان آشفتگیها و خطرات بینش درست را حفظ میکنند و ایمن و آرام میمانند؛ اینگونه میتوانند به سمت محو موانع و رسیدن به یکپارچگی حرکت کنند و به هدف خود برسند.در بالاترین سطح فرد چون استادی دانا که از بالا و با حفظ فاصله مسائل را نظاره میکند، بدون آنکه درگیری احساسی با آن داشته باشد، فرآیند پراکنده کردن نادرستیها و بازگشت به وحدت را پیش میبرد.