درباره این کتاب
عنوان اصلی:
The Classic of Changes: A New Translation of the I Ching as Interpreted by Wang Bi(226–249 CE)
کلاسیک تغییرات: ترجمهای تازه از ای جینگ با تفسیر وانگ بی
نویسنده: Richard Lynn
وانگ بی (۲۲۶–۲۴۹ م.) با وجود عمر کوتاه خود (حدود ۲۴ سال)، یکی از اثرگذارترین متفکران تاریخ چین به شمار میآید. او از برجستهترین نمایندگان جریان فکری شوانشوئه («حکمت رازآمیز» یا «فلسفهٔ ژرف») بود؛ جریانی که در پی بازخوانی میراث کنفوسیوسی و دائویی در قالبی فلسفی و متافیزیکی برآمد. شرحهای او بر دائو ده جینگ و ای جینگ از تأثیرگذارترین آثار تفسیری در سراسر سنت فکری چین به شمار میروند و برای نزدیک به هزار سال تنها مرجع معتبر مطالعهٔ این دو متن بودهاند.
در مرکز اندیشهٔ وانگ بی مفهوم وو (無، نیستی، بیتعینی یا غیب مطلق) قرار دارد؛ اصلی که از نظر او سرچشمه و بنیاد همهٔ پدیدههای متعین است. او استدلال میکند که کثرت موجودات و دگرگونیهای جهان تنها بر پایهٔ امری نامتعین و فراتر از صورتها (بسیط محض، صمد، احد، برهمن) امکان ظهور مییابند. از این رو، ششخطیها و نمادهای ای جینگ در نظر او صرفاً ابزار پیشگویی نیستند، بلکه تجلیات گوناگون یک اصل بنیادین و یگانهاند که در پس همهٔ تحولات جهان حضور دارد.
تفسیر وانگ بی نقطهٔ عطفی در تاریخ ای جینگ به شمار میرود، زیرا پس از صدهها توجه را از کاربردهای پیشگویانهٔ کتاب به سوی معانی حقیقی و ساختار فلسفی و متافیزیکی آن معطوف کرد. نفوذ این خوانش چنان گسترده بود که نهتنها بر سنتهای بعدی کنفوسیوسی و دائویی، بلکه بر شکلگیری زبان فلسفی بودیسم در چین نیز تأثیر عمیقی گذاشت. از این رو، شرح او بر ای جینگ را میتوان یکی از مهمترین و ماندگارترین تفسیرهای فلسفی این اثر در سراسر تاریخ شرق آسیا دانست.
شش خطی 5
صبر کردن، انتظار کشیدن(شو Xū)
اسامی و مفاهیم دیگر: وقت شناسی، زمانبندی الهی، اعتماد به خدا، اطمینان از رسیدن به مقصود، تغذیهی مناسب، بیاقدامی محاسبهشده، به انتظار روزی
Sequence:
When things are in their immature state, one cannot fail to nourish them. This is why Meng [Juvenile Ignorance, Hexagram 4] is followed by Xu [Waiting]. Xu here indicates the Dao of food and drink [i.e., nourishment taken while waiting].
THE HEXAGRAMS IN IRREGULAR ORDER
Xu [Waiting] means “do not advance.”
سنجش:
تفسیر کنفوسیوس
“It is fitting to cross the great river”: this means that if one were to set forth, he would gain meritorious achievement. { W.B: When someone imbued with the virtue of Qian [Pure Yang] obtains the chance to move forward, he will prevail in whatever he sets out to do.}
تصویر:
خط اول:
خط دوم:
خط سوم:
خط چهارم:
خط پنجم:
خط ششم:
[Image Commentary]
“Uninvited guests have arrived. If one treats them with respect, in the end, there will be good fortune.” Although one is not in a proper position here, this is not a great mistake. { W.B: To be located in a place where there is no position for one is what “one is not in a proper position” means. It is by paying the guests respect that one obtains “good fortune in the end.” This is why the text says: “Although one is not in a proper position here, this is not a great mistake.”}
1. Cheng Yi sums up the relationship between the constituent trigrams of Xu: “Qian’s nature being hard and strong means that it is something that must go forward, but here it is located beneath the danger of Kan [Sink Hole]. As this danger becomes an obstacle to Qian, it must now wait here and advance only later.” See Zhouyi zhezhong, 1: 32a.
2. Kong Yingda glosses tianwei (place of Heaven) as tianzi zhi wei (position of the Son of Heaven, i.e., a true sovereign). Zhouyi zhengyi, 2: 1b.
3. This and all subsequent text set off in this manner is commentary by Wang Bi.
4. Kong Yingda comments: “The way Heaven has it rain is to wait for the right time to let it fall. In this way the text sheds light on how the great beneficence of Xu shall be dispensed and how its replete virtue shall also prevail.” See Zhouyi zhengyi, 2: 2a.
5. Kong Yingda comments: “Sands are the lands at the edge of bodies of water, a bit closer to the water itself, so when one waits for the right moment on these sands, difficulties are consequently somewhat closer to him.” See Zhouyi zhengyi, 2: 2a.
6. Cf. Third Yang here at Xu; Hexagram 40, Xie (Release), Third Yin; and section eight of the Commentary on the Appended Phrases, Part One.
ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج / تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج
چندان فرو خور اندُهان تا پیشت آید ناگهان / کرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج
خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان / ایمن شوی از ماتمش کالصبر مفتاح الفرج
باری دلم از مرد و زن برکَند مهر خویشتن / تا عشق شد خال و عمش کالصبر مفتاح الفرج
گر سینه آیینه کنی بیکبر و بیکینه کنی / در وی ببینی هر دمش کالصبر مفتاح الفرج
چون آسمان گر خم دهی در امر و فرمان وا رهی / زین آسمان و از خمش کالصبر مفتاح الفرج
هم بجهی از ما و منی هم دیو را گردن زنی / در دست پیچی پرچمش کالصبر مفتاح الفرج
اقبال خویش آید تو را دولت به پیش آید تو را / فرخ شوی از مقدمش کالصبر مفتاح الفرج
دیویست در اسرار تو کز وی نگون شد کار تو / بر بند این دم محکمش کالصبر مفتاح الفرج
دارد خدا خوش عالمی منگر در این عالم دمی / جز حق نباشد محرمش کالصبر مفتاح الفرج
خامش بیان سر مکن خامش که سر من لدن / چون میزند اندرهمش کالصبر مفتاح الفرج (مولوی - دیوان شمس)
۳۶-همچون کسانی باشید که منتظرند سرورشان از جشن عروسی بازگردد، تا چون از راه رسد و در را کوبد، بیدرنگ بر او بگشایند. ۳۷-خوشا به حال خادمانی که چون سرورشان بازگردد، آنان را بیدار و هوشیار یابد. آمین، به شما میگویم، خود کمر به خدمتشان خواهد بست؛ آری، آنان را بر سفره خواهد نشانید و پیش آمده، از ایشان پذیرایی خواهد کرد. (عهد جدید لوقا 12)
هر که بهر تو انتظار کند / بخت و اقبال را شکار کند
بهر باران چو کشت منتظر است / سینه را سبز و لالهزار کند
بهر خورشید کان چو منتظر است / سنگ را لعل آبدار کند
انتظار ادیم بهر سهیل / اندر او صد هزار کار کند
آهنی کهانتظار صیقل کرد / روی را صاف و بیغبار کند
ز انتظار رسول تیغ علی / در غزا خویش ذوالفقار کند
انتظار جنین درون رحم / نطفه را شاه خوشعذار کند
انتظار حبوب زیر زمین / هر یکی دانه را هزار کند
آسیا آب را چو منتظر است / سنگ را چست و بیقرار کند
انتظار قبول وحی خدا / چشم را چشم اعتبار کند
انتظار نثار بحر کرم / سینه را دُرج دُر چو نار کند
شیره را انتظار در دل خم / بهر مغز شهان عقار کند
بی کنارست فضل منتظرش / رانده را لایق کنار کند
تا قیامت تمام هم نشود / شرح آن کهانتظار یار کند
ز انتظارات شمس تبریزی / شمس و ناهید و مه دوار کند (مولوی - دیوان شمس)
انتظار کشیدن در عین اطمینانی که سعادت و فزونی خواهد رسید. (دی.اف هوک)
پیشینیان میگویند علیرغم اینکه مردم میخواستند بلافاصله خود را وقف پرداختن به آن کنند، موسی(ص) فوراً خیمهی عبادت را برپا نکرد و برای سه ماه صبر کرد. در این ماجرا درسی تکراری در مورد صبر در مسائل روحانی قرار دارد. بنی اسرائیل به جای پذیرفتن سخن مرشدشان که ارادهی الهی را ابلاغ میکرد، میخواستند ارادهی خودشان را به کرسی نشانند.... این پدیده، که آموزهای اساسی در مسائل درونی است، برای کسانی که صبر کافی ندارند نا آشنا نیست. زمان رخداد مسائل روحانی و معنوی وابسته به زمانبندی کیهانی است و بر اساس ارادهی فرد عمل نمیکند و این چیزی است که بارها و بارها نشان داده شده است. (هالوی: کابالا و خروج(بنی اسرائیل)
گفتارهای شش خطی 5