شش خطی 54
ازدواج خواهر کوچکتر، خدمتکار، زیردست (Guī Mèi)

اسامی و مفاهیم دیگر: دوشیزه‌ای که ازدواج می‌کند، ازدواجی بی‌عشق، هوو شدن، صیغه، احساسات تند، ازدواجی نادرست، اقدام یکجانبه، پیشروی ناشایست، زن دوم

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 54 - ازدواج خواهر کوچکتر، خدمتکار، زیردست (Guī Mèi) از جدول یی چینگ

معرفی

نماد شش‌خطی 54
بالا سه‌خطی چن، بزرگترین پسر، و پایین سه‌خطی تویی، کوچک‌ترین دختر را داریم. این تصویر ورود دختر به خانه‌ی شوهر است. در کل، چهار شش‌خطی به رابطه‌ی میان زن و شوهر می‌پردازد. شش‌خطی ۳۱ «جذب شدن»، جذابیتی که دو زوج جوان نسبت به یکدیگر دارند را بیان می‌کند؛ شش‌خطی ۳۲ «تاب آوردن»، روابط دائمی حاصل از یک ازدواج (در خانواده) را به تصویر می‌کشد؛ شش‌خطی ۵۳ «پیشرفت تدریجی»، به ترتیب دادن یک ازدواج مناسب می‌پردازد؛ در آخر، کویی می، «دوشیزه‌ای که ازدواج می‌کند»، دختر جوانی را نشان می‌دهد که تحت هدایت مرد بزرگ‌تری قرار گرفته که با او ازدواج کرده است.

کارگاه پاکسازی و رشد فردی
حل مسائل کهنه، بهبود روابط، افزایش تعادل، سکوت ذهن، سطح انرژی و... توضیح بیشتر

سنجش:

«دوشیزه‌ای که ازدواج می‌کند».
به عهده گرفتن بداقبالی به بار می‌آورد.
چیزی نیست که هماهنگ و سودمند باشد.
دختری که (به عنوان همسر) به خانواده‌ی دیگری می‌پیوندد، اما نه به عنوان خانم اول خانه، باید با احتیاط خاصی رفتار کند. او نباید به دنبال این باشد که جای خانم خانه را بگیرد، چون این کار باعث ایجاد هرج و مرج در روابط می‌شود و دیگر کاری نمی‌توان برای (اصلاح و بهبود) آن‌ها کرد.
این در مورد تمام روابط داوطلبانه (که تمایل و نیاز یک طرفه است) کاربرد دارد. در حالی که روابطی که به صورت قانونی تنظیم شده‌اند نمایانگر پیوندی ثابت میان حقوق و وظایف هستند، روابطی که به خواست خود شخص ایجاد شوند، در طولانی مدت (برای پایدار ماندن) کاملاً وابسته به احتیاط توأم با خوش‌فکری است.
مهر و محبت به عنوان عنصر اصلی تمامی روابط جهان از اهمیت خاصی برخوردار است. چون اتحاد آسمان و زمین مبدأ تمام طبیعت (و سرشت ما) است. در میان انسان‌ها نیز به همین ترتیب، محبتِ خودجوشْ اصلی‌ترین عنصر اتحاد و به هم پیوستن است.
متن کنفوسیوس برای شش‌خطی «54» از کتاب «ریچارد ویلهلم » ثبت نشده است.

تصویر:

رعد و برق بر فراز دریاچه:
نگاره‌ی «دوشیزه‌ای که ازدواج می‌کند».
به این ترتیب انسان برتر فانی بودن (گذرا بودن همه‌چیز) را در نور پایان بی‌پایان درک می‌کند.
رعد و برق آب دریاچه را به حرکت در می‌آورد که به دنبال آن موج‌ها درخشش ملایمی پیدا می‌کنند. این سمبل دختری است که به انتخاب خود به دنبال مردی می‌رود. اما هر رابطه‌ای این خطر را همراه خود دارد که مسیر اشتباهی را طی کرده و به کژفهمی‌ها و مخالفت‌های بی‌پایان منجر شود. از این رو ذهن‌آگاه بودن نسبت به پایان ماجرا ضروری است. اگر ما به خود اجازه دهیم که به هر سو کشیده شویم، شرایط زمانه تعیین می‌کند که (چه زمانی) جمع یا پراکنده ‌شویم. از طرف دیگر اگر فرد ذهن خود را روی پایانی پابرجا متمرکز کند، موفق می‌شود از روابط نزدیک پیچیده با مردم اجتناب کند.

خط اول:

دوشیزه‌ای که به صورت صیغه‌ای ازدواج می‌کند.
مرد تنبلی که توانایی قدم برداشتن دارد.
به عهده گرفتن چیزی خوش اقبالی در پی دارد.
شاهدخت در چین باستان از مرتبه‌ی مشخصی میان زنان دربار برخوردار است که تابع ملکه است، مثل (مرتبه‌ی) خواهر کوچکتر نسبت به خواهر بزرگتر. معمولاً آن‌ها از خانواده‌ی خود ملکه هستند، که خود او آن‌ها را به شوهرشان معرفی کرده است.
این یعنی وقتی دختری با اجازه‌ی زن اول وارد خانواده‌ای می‌شود، به رتبه‌ی زن اول نمی‌رسد و به صورت متواضعانه‌ای در پس زمینه می‌ماند. به هر حال، اگر او این را درک کند که چگونه خود را با روند چیزها هماهنگ کند، جایگاه او کاملاً رضایت بخش خواهد بود و در زیر سایه‌ی عشق شوهری که پدر فرزندان او است احساس سرپناه داشتن می‌کند.
معنای یکسانی در روابط میان مقامات نیز از آن برداشت می‌شود. فردی ممکن است از رابطه‌ی شخصی با یک شاهزاده لذت ببرد و مورد اعتماد او واقع شود. در بیرون این فرد باید با درایتِ خودْ در پشت وزرای سطح بالاتر باقی بماند، اما، گرچه سطحی که دارد او را (از انجام بسیاری از کارها) باز داشته است، طوری که انگار فلج شده است، با این حال او می‌تواند به واسطه‌ی طبع مهربانی که دارد دستاوردهایی داشته باشد.

خط دوم:

مردی یک چشم که می‌تواند ببیند.
استواریِ مرد تنها هماهنگ و سودمند است.
اینجا وضعیت مربوط به دختری است که از ازدواجش نا امید شده است. مرد و زن موظف هستند که مانند دو چشم با یکدیگر کار کنند. اینجا دختر تنها گذاشته شده است؛ مردی که او خود انتخاب کرده بی‌وفا شده یا مرده است. اما او نور وفاداری درونی خود را از دست نداده. گرچه چشم دیگر از دست رفته، او در تنهایی نیز وفاداری خود را حفظ می‌کند.

خط سوم:

شش در جایگاه سوم یعنی:
دوشیزه‌‌ای که به عنوان کنیز ازدواج می‌کند.
او به صورت صیغه‌ای ازدواج می‌کند.
دختری که جایگاه پایینی دارد و شوهری پیدا نمی‌کند، در مواردی می‌تواند به عنوان صیغه (با کسی ازدواج کند و) سرپناهی داشته باشد.
این وضعیتی را به تصویر می‌کشد که فرد بسیار مشتاق خوشی‌هایی است که به صورت معمول قابل دستیابی نیستند. او وارد وضعیت‌هایی می‌شود که روی هم رفته با عزت نفس او هماهنگ نیست.
قضاوت و اخطاری به این خط اضافه نشده است؛ این خط فقط چیزی که هست را بیان می‌کند تا همه بتوانند از آن درسی بگیرند.

خط چهارم:

دوشیزه‌ی در حال ازدواج زمان تعیین شده را به عقب می‌اندازد.
ازدواج دیر هنگام در مسیر درستش صورت می‌گیرد.
دوشیزه پاکدامن است. او نمی‌خواهد خودش را دور بیندازد و اجازه می‌دهد زمان مرسوم برای ازدواج بگذرد. به هر حال، آسیبی در این کار نیست؛ با اینکه ازدواج او به تأخیر افتاده، پاداش پاکدامنی‌اش را می‌گیرد و همسر مقدر شده‌اش را به دست می‌آورد.

خط پنجم:

پادشاه اول دخترش را به خانه بخت می‌فرستد.
لباس گلدوزی شده‌ی شاهدخت به مجللی لباس‌ ساقدوش‌ نیست.
ماهی که نزدیک به کامل شدن است، خوش اقبالی با خود می‌آورد.
پادشاه اول تی‌انگ است که عنوان "کامل کننده" دارد. این فرمانروا دستور داد تا شاهدخت‌ها باید مانند سایر زنان تابع همسران‌شان باشند (شش‌خطی ۱۱، خط پنجم). فرمانروا منتظر نمی‌ماند تا خواستگاری از دخترش خواستگاری کند بلکه در زمانی که مناسب ببیند او را به ازدواج در می‌آورد.
ما اینجا دختر اشراف زاده‌ای را می‌بینیم که با مردی با شرایط میانه ازدواج می‌کند و این را درک می‌کند که چگونه خود را به زیبایی با شرایط جدید سازگار کند. او از تمام غرورهای ناشی از تجملات ظاهری آزاد است و مقام و رتبه‌ی خود را هنگام ازدواج فراموش کرده و جایگاهی پایین‌تر از همسرش اختیار می‌کند. درست مثل ماه پیش از کامل شدن، مستقیماً رو به خورشید نمی‌کند.

خط ششم:

زن سبدی در دست دارد، اما میوه‌ای در آن نیست.
مرد به گوسفندی خنجر می‌زند، اما خونی از آن جاری نمی‌شود.
(به این ترتیب) هیچ عمل هماهنگ و سودمندی انجام نمی‌شود.
در مراسم قربانی برای نیاکان، زن هدیه‌ی برداشت محصول را در سبد پیشکش می‌کند، در حالی که مرد با دستان خود حیوانی را قربانی می‌کند. در این خط مراسم به صورت ظاهری و مصنوعی انجام می‌شود؛ زن سبدی خالی آورده و مرد به گوسفندی از قبل ذبح شده خنجر می‌زند – تنها برای اینکه ظاهر را حفظ کند. این بی‌احترامی و بی‌ایمانی هیچ سودی به حال ازدواج ندارد.

گفتارهای شش خطی 54

عشقهایی کز پی رنگی بود   عشق نبود عاقبت ننگی بود
--
در پس هر گـریه آخر خنده ایست   مـرد آخربین مبارک بنده ایست
--
هـرکه اول بین بود اعمی بود   هـرکه آخر بین چه با معنی بود
چشـم آخربین تواند دید راست   چشم اول بین غرور است و خطاست
هـرکه آخربین تر او مسعودتر   هـر که اول بین تر او مطرودتر
هـرکه اول بنگرد پایان کار   انـدر آخر او نگردد شرمسار
حکم چون بر عاقبت اندیشی است   پادشـاهی بنده درویشــی است (مولوی - مثنوی معنوی)


در این گُوا(شش‌خطی)، شاه ون از تصویر ازدواج برای توصیف رابطه‌ی خود با ستمگر استفاده می‌کند. شاه ون زمانی را به یاد آورد که در دربار حاکم مستبد کار می‌کرد. این دقیقاً مانند وضعیت دختری تازه‌عروس بود. او در ابتدا هیچ قدرتی در دربار نداشت. هر پیشروی منجر به بدبختی می‌شد؛ هیچ چیز سودمند نبود. دوک ژو مشکلات شاه ون را در دربار روایت می‌کند. شاه ون نرمی و اطاعت خود را حفظ کرد. او با فروتنی عمل کرد—حتی لباسش به اندازه‌ی لباس خدمتکاران دربار باشکوه نبود. (هوآنگ)

تجربه‌ها و سوالات 54

نام انتخابی کسانی که وارد حساب کاربری نشده‌اند با پسوند «| مهمان» ثبت می‌شود و دیگران نیز می‌توانند آن را انتخاب کنند.
0/4000
خیلی عالی بود. و چقدر موشکافانه ،،،،لذت بردم
نا امید کننده است،مخصوصا ازدواج
دقیق بود....خیلی...