درباره این کتاب
عنوان اصلی:
I Ging: Das Buch der Wandlungen
ایجینگ: کتاب تغییرات
نویسنده: ریچارد ویلهلم
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
شش خطی 31
حس متقابل، کشش قلبی (Xian)
اسامی و مفاهیم دیگر: کشش دو طرفه، دوران نامزدی، عشقبازی، خواستگاری، تأثیر گذاری، احساسات، تحریک شدن، پیوند، حس کردن، علاقه و میل، تأثیر بر عمل، تنش، جویای پیوستن، خواهش کردن
معرفی
سنجش:
درستی و محکمی در این مسیر هماهنگ و سودمند است و ازدواج با بانوی جوان خوشبختی به بار میآورد.
این موفقیت به بار میآورد، چون تمام موفقیتها از کششی دو طرفه برخاستهاند.
با سکون و آرامش درونی در عین سرخوشی بیرونی، شما میتوانید مهار سرخوشی را به دست داشته باشید تا در آن افراط نشود و در حد مناسبی باقی بماند. معنای نصیحتی که در ششخطی اضافه شده، «درستی و محکمی هماهنگ و سودمند است»، یعنی همین، چون درستی و محکمی است که میان عشق دروغین (فریب و هوس) و عشق حقیقی تفاوت ایجاد میکند؛
در اینجا مرد قوی جایگاهی پایین نسبت به بانوی ضعیف انتخاب میکند و علاقهاش به بانو را نشان میدهد. این کشش میان دو قطب مخالف قانونی عمومی در طبیعت است. آسمان و زمین یکدیگر را جذب میکنند و اینگونه همهی هستی پا به عرصهی وجود میگذارد. به وسیلهی چنین کششهایی «دانا» بر قلب مردم اثر میگذارد و به این ترتیب، جهان به آرامش میرسد. از این کششهای ایجاد شده است که ما میتوانیم حقیقت هر چیز آسمانی یا زمینی را بشناسیم.
تصویر:
نگارهی «اثر گذاری».
به این ترتیب انسان برتر پذیرای مردم است و اینگونه آنها را تشویق میکند تا به او نزدیک شوند.
این تصویر پیشنهاد میکند تا ذهن خود را متواضع و باز نگه دارید تا بتوانید پذیرای پند و اندرزهای خوبی باشید و از مشورتهای دیگران بهرهمند شوید. مردم خیلی زود از مشورت با کسی که فکر میکند همهچیز را بهتر از هر کس دیگری میداند دست میکشند.
خط اول:
ایدهی اثرگذاری هماکنون در شما حاضر است، اما فوراً برای دیگران آشکار نمیشود. مادامی که نیت شما تأثیر ملموسی نداشته باشد، نه خوب است و نه بد.
خط دوم:
چون با اختیار و ارادهی خود اقدام به حرکت نکردهاید، بیمارگونه و آسیب زا است. شما باید آرام بمانید تا به واسطهی تأثیری حقیقی وادار به عمل شوید. اینگونه آسیب نمیبینید.
خط سوم:
ادامه دادن سرافکندگی با خود دارد.
به هر حال در زندگی، دنبال کردن هر هوس و خواستهای اشتباه است و ادامه دادن به این رفتار، باعث سرافکندگی شما میشود. سه نکتهی قابل توجه اینجا مطرح میشود:
اول، نباید بدون معطلی به دنبال تحت تأثیر قرار دادن هر کسی باشید که دلتان میخواهد، بلکه باید بتوانید خویشتن دار باشید.
دوم، به همان اندازه باید تسلیم خواستهی کسانی باشید که در خدمت آنها هستید.
و در آخر، هر جا قلب شما چیزی خواست، نباید این امکان را نادیده بگیرید که شاید بهتر باشد آن را دنبال نکنید، چون این توانایی اساس آزادی شما است.
خط چهارم:
اگر مردی ذهن آشفتهای داشته باشد و افکارش به اینسو و آنسو برود، تنها دوستانی که آگاهانه افکارش را بر آنها متمرکز کرده او را دنبال میکنند.
اثر گذاری بر دیگران نباید رفتاری هوشیارانه و ارادی برای بازی دادن آنها باشد. اگر بخواهید چنین تأثیرات ارادی و آگاهانهای ایجاد کنید، فشار و استرس زیادی را باید تحمل کنید و به این ترتیب، خود را فرسوده میکنید. علاوه بر این، تأثیر گذاری شما محدود به کسانی میشود که افکار خود را آگاهانه بر آنها متمرکز میکنید.
خط پنجم:
خط ششم:
گفتارهای شش خطی 31
این شش خطی وضعیت را به لحاظ اثر گذاری بخشهای مختلف یک کل واحد(چیزی که به صورت بنیادین یک چیز است) بر یکدیگر بررسی میکند. تأکید شش خطی بر ارتباط دادن این بخشها به عنوان شیوهی درست رفتار در این وضعیت است... (ریتسما/کراچر)
این اصل به روشنی ساختار دوقطبی را توضیح میدهد که میان سطوح (فرکانسی) فرم و نیرو رخ میدهد؛ سطح (فرکانسی) فرم، جنبهی زنانه است که سطح نیرو بر آن اثر گذاشته و آن را بارور کرده است. (د.فورچون)
ذهن هر فردی دارای جنبه دوگانه است. روح بیانگر اصل مردانگیِ جنسیت ذهن است؛ روان بیانگر اصل زنانگیِ جنسیت ذهن است (کتاب کیبالیون)
سهخطی استوار پایینی، با تأثیر خاموش و پایدار خود، سه خطی ضعیف بالایی را تحریک میکند و این سهخطی با شادی و خوشحالی به او پاسخ میدهد.
«کِن»، سهخطی پایینی، جوانترین پسر، و سه خطی بالایی، «تویی»، جوانترین دختر است. به این ترتیب در این ششخطی، گرایش دو طرفهای میان دو جنس مخالف وجود دارد که گرایشی جهانی است.
در عشق ورزیدن، نیروی مردانه باید شروع کننده باشد، ابتکار عمل را به دست بگیرد و خودش را متواضعانه پایین نیروی زنانه جای دهد.
دقیقاً مانند بخش اول کتاب ییچینگ که با ششخطیهای آسمان و زمین که بنیان تمام هستی هستند شروع میشود، بخش دوم با ششخطیهای مربوط به عشق و ازدواج شروع میشود که بنیان تمام روابط اجتماعی هستند.