درباره این کتاب
عنوان اصلی:
I Ging: Das Buch der Wandlungen
ایجینگ: کتاب تغییرات
نویسنده: ریچارد ویلهلم
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
شش خطی 28
فراتر رفتن بزرگی (Da Guo)
اسامی و مفاهیم دیگر: نهایت فشار، تجمع عنصر قوی، توده بحرانی، سقف در حال فروریختن، برتری عنصر بزرگ، انبوه و زیاد، بزرگتر از بزرگ
معرفی
سنجش:
تیر اصلی تاق شیروانی، تا نقطهی شکستن خم میشود.
در این وضعیت داشتن جایی برای رفتن هماهنگ و سودمند است و با موفقیت همراه است.
این وضعیت غیر معمول و فوقالعادهای است؛ به همین دلیل اقداماتی حیاتی میطلبد؛ بسیار ضروری است که در سریعترین زمان ممکن جایی برای رفتن پیدا کنید. وعدهی «موفقیت» برای انجام این کار داده شده است.
گرچه عنصر قوی بیش از حد معمول است، اما در وسط قرار دارد، در مرکز ثقل؛ به این ترتیب ترسی از تغییرات انقلابی نیست. هیچ چیزی با اقدامات انقلابی و قهرآمیز به دست نمیآید. مسئله باید با نفوذی نرم به معنای درون موقعیت حل شود (همانطور که ویژگی «سه خطی پایینی، سون» پیشنهاد میکند.)؛ اینگونه تغییر وضعیت موفقیت آمیز خواهد بود.
این کار واقعاً توانمندی برتری را میطلبد؛ به همین دلیل زمان «تجمع عنصر قوی» لحظهی خطرناکی است.
تصویر:
نگارهی «تجمع عنصر قوی».
به این ترتیب انسان برتر، وقتی به تنهایی ایستاده هراسی به دل راه نمیدهد، و اگر لازم باشد، بدون هیچ واهمهای از جهان دست میکشد.
دو سهخطی، رویکرد مناسب برای چنین وضعیتهایی را نشان میدهند: سمبل سهخطی سون درخت است، که حتی در زمان تنهایی استوار میماند، و ویژگی «تویی» سرخوشی است و واهمهای ندارد که از جهان دست بکشد.
خط اول:
چنین احتیاط بیش از حدی اشتباه نیست. کارهای بزرگ و حساس به موفقیت نمیرسند مگر بیشترین احتیاط ممکن در ابتدای کار و در بنیان انجام کار دیده شود.
خط دوم:
از منظر سیاسی، اگر شما به پایینتر از خود ملحق شوید، چنین تلاشی در موقعیتهای غیر معمول، فرصت تازه شدن و نوسازی را برای شما به وجود میآورد.
خط سوم:
وقتی هنگام خطر با ارادهی خود در آن شیرجه بزنید، تنها وقوع فاجعه را سرعت میبخشید.
خط چهارم:
اما اگر به جای تلاش برای نجات همه، از این روابط سوء استفاده کنید تا به موفقیت و قدرت شخصی برسید، سرافکنده خواهید شد.
خط پنجم:
در سیاست، این استعاره یعنی اگر در زمان نبود امنیت، روابط خود با افراد پایینتر از خود را رها کنید و فقط رابطه با بالا دستیها را حفظ کنید، موقعیتی ناپایدار برای خود ایجاد میکنید.
خط ششم:
شما شجاع هستید و آرزو دارید تحت هر شرایطی وظیفهی خود را به سرانجام رسانید. این شما را به سمت خطر هدایت میکند. آب از سر شما میگذرد. این بداقبالی است. اما این جانفشانی شما در راه خوبیها و زیباییها، باعث شده متحمل سرزنش نشوید.
گفتارهای شش خطی 28
وقتی تیر اصلی میشکند، تمام خانه فرو میریزد. به همین شیوه، سالکان شیوهی دائو که بیش از حد به پرورش ینگ میپردازند، کسانی که نمیدانند کافی چیست، کسانی که میتوانند بزرگ باشند اما کوچک نه، از آسیب رسیدن به خانهی روحشان رنج میبرند. (یمینگ)
تنها وقتی آنقدر قوی بود که بتوان بدون ترسْ تنها ماند و بدون غمْ از جامعه کناره گرفت میتوان ریشهدار شدن را یاد گرفت و رشد بنیادین مناسبی داشت. پس از آن است که پاک شدن، و حمایت از جنبههای نه خوب و نه بد ممکن میشود. (چیشو)
تجربهها و سوالات 28
هنوز گفت و گویی برای شش خطی 28 ثبت نشده
با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید
اما به هر حال، اینجا وضعیت کاملاً متفاوت است. ششخطی، تیر نگهدارندهی سقف را نشان میدهد که دو سر آن بسیار ضعیف، و وسط آن بسیار سنگین است.
این وضعیتی است که پایدار نمیماند؛ اوضاع باید تغییر کند، باید از آن عبور کرد، یا نتیجهای جز بداقبالی ندارد.